آخرین محاکمه کافکا

“اگر از من بپرسید، می گویم کلمات عدالت و نزاکت از لغتنامه حذف شده اند. ” این عبارات را خانم اوا هوفه هشتاد و دو ساله، در 27 ژوئیه 2016 هنگامی که در انتظار رای دادگاه عالی اسرائیل بود، بیان کرد. دادگاهی که می بایست سرنوشت نوشته های منتشر نشده کافکا را که در مالکیت اش بود، برای همیشه روشن کند. این اسناد را ماکس برود، دوست کافکا در سال 1939 هنگامی که در هراس از نازی ها از پراگ می گریخت، در چمدانی با خود به فلسطین برد. او در اسرائیل به کمک منشی اش، استر هوفه رفته رفته به چاپ آثار کافکا دست زد و از او نویسنده ای با اعتبار جهانی ساخت. برود پیش از مرگش در سال 1968 آنچه را که با خود از پراگ به فلسطین برده بود، به پاس خدمات منشی اش به  او بخشید. با مرگ استر هوفه این اسناد به دخترانش رسید. بخشی از این نوشته ها و اسناد، از جمله کتاب محاکمه کافکا دو میلیون دلار به فروش رفت و بقیه دهها سال در آپارتمانی در تل آویو پنهان ماند و یا در گاوصندوق بانکی در اسرائیل و سویس به امانت سپرد شد. با مرگ یکی از دختران استر هوفه، دختر دیگرش اوا هوفه خود را تنها وارث مادرش و “ارثیه” ماکس برود، دانست. 

“ارثیه” برود شامل خاطرات روزانه، نامه ها و دست نوشته های کافکا است که در زمان حیاتش به دوستش برود داده بود. این “ارثیه ادبی” همچنین مدارکی را که در بر می گیرد که برود  در آخرین لحظه، هنگام گریختن از پراگ از روی میز کار کافکا جمع آوری کرده بود.  بدین ترتیب این دومین بار بود که او آثار کافکا را از خطری که با آن روبرو بودند، نجات می داد. یک بار هنگامی که به خواست کافکا مبنی بر آنکه پس از مرگش آثارش را بدون آنکه بخواند آتش بزند و برود به کافکا گفته بود چنین نخواهد کرد  و بار دیگر هنگامی که آنها را پیش از آنکه نازی ها برسند، با خود به فلسطین می برد.

در آخرین هفته ماه ژوئیه 2016، دادگاه عالی اسرائیل با صدور حکمی که در 21 صفحه انتشار یافت، درخواست تجدید نظر را در حکمی که پیشتر درباره “ارثیه” برود صادر شده بود، رد کرد و به دعوای حقوقی ای که مدت 9 سال بر سر نوشته های منتشر نشده کافکا جریان داشت، پایان داد. این سومین شکست خانم هوفه در برابر دادگاهی در اسرائیل در این باره بود. 

بنا بر حکم دادگاه عالی اسرائیل ، او اجازه نخواهد داشت اسناد و نامه های کافکا را چنانکه مایل است، به آرشیو ادبیات آلمان در شهر مارباخ بفروشد و موظف است آنچه را که “ارثیه ادبی” برود نام گرفته است، در اختیار کتابخانه ملی اسرائیل قرار دهد. با صدور رای دادگاه، کتابخانه ملی اسرائیل اعلام کرد این آثار در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

خانم اوا هوفه امیدوار بود دادگاه عالی اسرائیل با تجدیدنظر در حکمی که پیشتر صادر شده بود، وصیت برود را که آخرین خواست او مبنی بر سپردن اسناد و نامه های کافکا به استر هوفه است، بپذیرد. حال آنکه به گفته او جز این است و دادگاه عالی اسرائیل با صدور این رای، حریم خصوصی خانواده اش را زیر پا گذاشته است. از نظر خانم هوفه، رای دادگاه در واقع نشانه مصادر اموال  اوست تا اینکه صدور حکم قانون باشد. در مقابل، وکیل کتابخانه ملی اسرائیل هنگام دفاع از حقوق موکلش در دادگاه یادآوری کرد که خواهران کافکا و تنها برادر ماکس برود که کافکا را خوب می شناخت، توسط نازی ها کشته شدند. برود حق “بخشیدن” اسناد و نامه های منتشر نشده کافکا را نداشته  است و آنها به اسرائیل تعلق دارند. 

با صدور رای نهایی دادگاه عالی اسرائیل، این پرسش بار دیگر طرح شده است که آیا آثار کافکا، نویسنده آلمانی زبان به ادبیات آلمان تعلق دارند یا به دولتی که خود را نماینده  فرهنگ یهود می داند؟ یا اینکه آثار کافکا چیزی فراتر از مرزها و منافع ملی است؟ کافکا متعلق به کیست و وارثان واقعی آثارش چه کسانی هستند؟ آیا  امکان دسترسی به نوشته های منتشر نشد ه او  پرتو تازه ای به زندگانی یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم خواهد افکند؟ حتی اگر جز این باشد، با رای دادگاه آنچه “فرهنگ یهود” پیش از تشکیل دولت اسرائیل نامیده می شود، همچنان مسئله مرکزی این اختلاف باقی خواهد ماند و بر رابطه میان آلمان و اسرائیل سایه خواهد افکند.1  

به هر تقدیر، دادگاه عالی اسرائیل رای خود را صادر کرده است. اما به گفته بنیامین بالینت که مشغول نوشتن کتابی درباره روند کار دادگاهی است که به این مسئله رسیدگی کرده است، “محاکمه” ارثیه کافکا در آلمان و اسرائیل همچنان ادامه خواهد یافت. بالینت می نویسد: رای دادگاه غرور اسرائیل را به عنوان حافظ “ارزش های فرهنگی” یهودیان د ر “دیاسپورا” به نمایش می گذارد و این تصور را تداعی می کند که یهودی به معنای واقعی تنها در اسرائیل است که یهودی است. اسرائیل خود را وارث بر حق نوشته های منتشر نشده کافکا و سرزمین فرهنگی “دیاسپورای” یهودیان می داند. به عبارت دیگر، اسرائیل پایان تاریخ است؛ تاریخی که در جایی دیگر آغاز شده است. 2

* این مقاله نخستین بار در جهان کتاب، سال بیست و یکم، 330- 329 (شماره 7 و 8) مهر و آبان 1395 منتشر شد.  

1. دی تسایت، یازدهم اوت 2016. شماره 34، 37؛ عنوان این نوشته نیز از مقاله هفته نامه دی تسایت گرفته شده است. 

2. همان، 37.