حميد شوکت
 
به مناسبت پنجاهمین سالگرد تشکیل کنفدراسیون دانشجویی؛ تورنتو و برکلی
 
     
 

این متن با چند تغییر جزیی، در سپتامبر و دسامبر 2010 در تورنتو و برکلی در نشستی که از طرف “کانون کتاب تورنتو” و “گفتارهای برکلی” به‌مناسبت پنجاهمین سالگرد تشکیل کنفدراسیون تشکیل شده بود، خوانده شد.

جنبش دانشجویی ایران در خارج از کشور به مدت بیست سال تا انقلاب اسلامی 1357 تحت رهبری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحایه ملی) که از آن به اختصار به عنوان کنفدراسیون یاد می شد، قرار داشت. امسال مصادف با پنجاهمین سالگرد تشکیل کنفدراسیون است.

کنفدراسیون چگونه سازمانی بود؟ چه دستاوردهایی داشت؟ نیک و بدش چه بود و کجا دچار لغزش و خطا شد؟ اینها و پرسش‌های از این دست، نکاتی هستند که پاسخ به آنها، اگر به دور از احساسات و کینه‌توزی‌های ایدئولوژیک و یا تصفیه حساب‌های مبتنی اظهار ندامت و انتقام جویی از خود و گذشته خود انجام بگیرد، به شناخت بهتر دوره پراهمیتی از تاریخ معاصر ایران کمک خواهد کرد. با فرصتی که در اختیار دارم، نکاتی را پیرامون روند شکل گیری، رشد و فروپاشی آن سازمان عنوان می‌کنم که امیدوارم مورد توجه‌تان قرار بگیرد.

پیشاپیش گفته باشم که این ارزیابی بر زمینه ای جانبدار استوار است. من به‌عنوان کسی که سال‌هایی از عمرم را در کنفدراسیون سپری کرده ام، ادعای ارائه یک بررسی بی طرفانه را ندارم. گذشته از آنکه اصولا برای آنچه “بی طرفی” در قضاوت‌های تاریخی خوانده می شود، اعتباری نمی بینم. پس آنچه می گویم، جانبدارنه است. اما این جانبداری به‌معنای تایید بی چون و چرای اندیشه و کردار کنفدراسیون نیست. نگاه به گذشته تنها هنگامی از اعتبار برخوردار خواهد بود که با بی پروایی و نقدی نقادانه همراه باشد. نقدی که بنیادش را نه بر ستایشی سرشار از غرور و نه بر افسوسی استوار بر فرصت‌های از دست رفته بنا سازد.

کنفدراسیون برای سالیان طولانی تاثیر خود را بر فضای سیاسی و روحیه و منش و حتی خلق و خوی شمار گسترده ای از جوانان ایرانی باقی گذاشت. آقای ابوالحسن نجفی که زبان شناس هستند، در همین رابطه می نویسند: دانشجویان خارج از کشور حتی زبان خاصی را معمول کردند. بد نیست بگویم که همین عبارت “در رابطه” نیز کم و بیش از همین جا، از زبان “کنفدراسیونی” به شیوه گفتار روزمره ما راه باز کرده است.

شاید اشاره ای به نام چند تن از اعضای کنفدراسیون در جریان روشنفکری ایران چون مهرداد بهار، حمید عنایت و همایون کاتوزیان و یا سعید میرهادی که چند سال پیش به‌عنوان نخستین خارجی به ریاست انجمن قلم آلمان برگزیده شد، نشانه بارزی از دامنه این تاثیر باشد. تاثیری که در عرصه‌های دیگر نیز به چشم می خورد. از پرویز نیکخواه و کورش لاشایی، تا منوچهر هزارخانی و چنگیز پهلوان، از منوچهر گنجی و فیروز توفیق، وزرای آموزش و پرورش و آبادانی و مسکن در نظام پیشین؛ تا ابوالحسن بنی صدر، صادق قطب زاده و مصطفی چمران در جمهوری اسلامی، از آذر نفیسی و ویدا حاجبی تا محسن رضوانی و مهدی خانبابا تهرانی، همگی روزگاری در آن سازمان عضویت داشتند. اگر به این جمع، نام شماری از محققان، مترجمان، روزنامه نگاران و کسانی را که هنوز در عرصه فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درگیر هستند و یا در رشته‌های علمی، پزشکی، تجاری و فنی، صاحب نام و آوازه اند، بیفزاییم، از تاثیر کنفدراسیون بیشتر آگاه خواهیم شد . تاثیری که بی گمان بدون تلاش و کوشش اعضای گمنام آن سازمان، هیچ گاه چنان که باید، موثر واقع نمی شد.

دامنه این تاتیر بر جنبش سیاسی ایران تا آنجا بود که برخی یکی از دلایل سقوط نظام سلطنت را حاصل فعالیت‌های دانشجویان خارج از کشور دانستند. باید اذعان کرد که تبلیغات کنفدراسیون به عنوان عامل تعیین کننده در شکل بخشیدن به آنچه در افکار عمومی غرب پیرامون ایران می‌گذشت، موثر بود. تا آنجا که در اوج تحولاتی که به انقلاب ایران منجر شد، افکار عمومی و رسانه‌های غرب، کم و بیش یکسره در مخالفت با حکومت شاه قرار داشت. فراهم ساختن چنین فضایی، تنها و تنها حاصل مبارزه ای بود که دانشجویان ایرانی در طی سالها تحت رهبری کنفدراسیون به پیش برده بودند.

با نخست‌وزيری منوچهر اقبال در فروردين 1336، رژيم کودتا هرچند مدت‌ها بود تثبيت شده و مخالفان را از صحنه رانده بود، اما نشانه‌هايی از رشد مبارزات دانشجویی نیز به چشم می‌خورد. بازتاب اين تحول در خارج از کشور، تشکيل مجامع دانشجويی و سرآغاز کوشش‌هايی بود که سرانجام به تشکیل کنفدراسیون منجر شد.

در همین فاصله، با گسترش مبارزات دانشجویی، دانشجويان ایرانی مقیم فرانسه، موضوع انتشار نشريه‌ای را پیش کشیدند که می‌بايست حلقه‌ی رابط ميان اتحادیه‌های دانشجویی خارج از کشور باشد. با انتشار اين نشريه که “نامه پارسی” نام گرفت، گام مهمی در این جهت برداشته شد و سرانجام پنجاه سال پیش به برگزاری نخستين نشست تدارکاتی در فروردين 1339 (آوريل 1960) در باشگاه دانشجويان خارجی دانشگاه هايدلبرگ آلمان انجاميد. در اين نشست ١٦ نفر شرکت کردند. خانم شيرين مهدوی تنها زن شرکت کننده در این نشست بود. اين مجمع با تصويب بيانيه‌ای دوصفحه‌ای که تنها سند مصوبه‌ی آن جمع به شمار می‌رفت، نام کنفدراسيون محصلين ايرانی در اروپا را برای اين تشکيلات انتخاب کرد اساس جلسه‌ی هايدلبرگ را دانشجويان هوادار جامعه‌ی سوسياليست‌های ايرانی در اروپا ريخته بودند. برخلاف این گمان رایج، حزب توده در این میان نقشی نداشت. جبهه‌ی ملی نيز هنوز دارای تشکيلاتی در اروپا نبود. با اين همه، بيش‌تر دانشجويانی که در این نشست شرکت کردند، به يکی از اين سه جريان تمايل داشتند.
تا این دوره، خواستهای دانشجویان مسایل صنفی و اجتماعی بود. تمدید گذرنامه های دانشجویی که گاه از طرف مقامات کنسولگری با مانع روبرو می‌گردید، حق انتخاب رشته و محل تحصیل و حق ازدواج با اتباع خارجی که تا آن تاریخ برای دانشجویان خارج از کشور ممنوع بود، تقاضای اعطای حق رای به زنان و خواست اعزام دیپلمه‌های کشور به مدارس و روستاها برای مبارزه با بی سوادی، جزو خواستهای دانشجویان بودند. خواستهایی که در دومین کنگره کنفدراسیون در لندن در سال 1339(1961) به تصویب رسیدند.
با سقوط دولت امینی، هنگامی که آخرین امکان دستیابی به حقوق دمکراتیک در سالهای برزخی 1342- 1339 از میان رفت و رژیم آخرین گروهها و احزاب اپوزیسیون خواهان اجرای قانون اساسی را از دخالت در فعالیت‌های سیاسی باز داشت، کنفدراسیون نیز بنا بر سیر وقایع جاری در ایران و تحولات بین المللی، بیش از پیش به‌مبارزه‌ای رادیکال کشیده شد و از اين فاصله تا سقوط نظام سلطنت در ايران، عملاً به مهم‌ترين جريان عرفی اپوزيسيون در برابر رژيم شاه بدل گردید. شکست کوشش‌های قانونی و مسالمت آمیز در ایران برای تحول دمکراتیک جامعه و در مقابل پیروزی انقلاب کوبا و الجزایر که از راهی قهرآمیز به نتیجه رسیده بودند، در این گرایش کنفدراسیون به مبارزه ای قاطع با حکومت و بی اعتبار دانستن مبارزه قانونی و مسالمت آمیز نقش مهمی داشتند.
در این میان، در 21 فروردین 1344 (10 آوریل 1965) رضا شمس‌آبادی، سرباز وظیفه، در کاخ مرمر به شاه تیراندازی کرد. در پی سوء قصد به شاه، شش تن از اعضای کنفدراسیون که مدتی پیش از این واقعه از انگلستان به ایران بازگشته بودند، همراه با چند نفر دیگر دستگیر شدند. متعاقب این امر، رژیم با برپا کردن مجالس نیایش و شادی و سرور، کارزار گسترده‌ای را برضد کنفدراسیون و جنبش دانشجویی خارج سازمان داد.

Pages: 1 2 3 4