حميد شوکت
 
شهروند امروز: کنفدراسيون محصلین و دانشجویان ایرانی
 
     
 

شما فعاليت كنفدراسيون را به چند دوره تقسيم مي كنيد ؟

فعاليت کنفدراسيون را مي توان به سه دوره تقسيم کرد. از اوائل دهه ي شصت ميلادي تا سفر محمد رضا شاه به آلمان در سال 1967، جنبش دانشجويي بر زمينه ي مطالباتي که کم و بيش بر اساس قانوني شكل گرفته بود پيش مي رفت. كنگره ي دوم كنفدراسيون که در دي ماه 1339 (ژانويه 1961 ) در لندن برگزار شد، اعزام دانشجويان به روستاها را براي با سواد كردن روستاييان مطرح مي ساخت؛ به جاي آنكه دانشجويان فارغ التحصيل در بازگشت از خارج به خدمت سربازي بروند. يا باز در همين كنگره، اعطا ي حق راي به زنان يكي از خواسته هاي دانشجويان بود. به اين معنا، دو اصل مهم از شش اصل اصلاحاتي که با عنوان انقلاب سفيد توسط شاه پيش کشيده شد، در مصوبه ي كنگره ي كنفدراسيون نيز طرح شده بود. البته كنفدراسيون بعدها در گرايش به راديكاليسم، به نوعي در اين خواسته ي خود تجديد نظر كرد. براي كنفدراسيون، اعزام دانشجويان به روستاها به منظور با سواد کردن روستاييان، تا سطح اعزام عوامل ساواك و کنترل روستاييان تنزل كرد. حتي در مورد حق راي به زنان هم در برخي از نشريات كنفدراسيون كه به مسايل زنان مربوط مي شد، اين نكته كمابيش عنوان شد كه در مملكتي كه آزادي وجود ندارد يا مردان هم آزاد نيستند، حق راي به زنان تنها نقشي تبليغاتي براي رژيم دارد و يا فقط زنان طبقات مرفه از آن استفاده مي كنند كه به گمان من تحليلي نادرست بود. بدين ترتيب، در فاصله اي كوتاه پس از اواسط دهه ي شصت ميلادي، چون رژيم شاه در داخل كشور هيچ نوع امكاني براي فعاليت اپوزيسيون باقي نگذاشته بود، كنفدراسيون در عمل به نيابت از مجموعه ي اپوزيسيون عمل مي کرد و همه جا خواسته هاي آشكار سياسي را پيش مي کشيد. اين گرايش پس از سفر شاه به آلمان از كنفدراسيون در عمل يك سازمان سياسي ساخت و بيش از پيش بر راديكاليسم جنبش دانشجويي دامن زد .

از اواسط دهه ي هفتاد ميلادي، يعني پس از انشعاب در شانزدهمين ( آخرين) كنگره که در دي ماه 1353 (ژانويه 1975) د ر فرانکفورت برگزار شد، چند سازمان ديگر تشکيل شد که تحت عنوان كنفدراسيون فعاليت مي کرد و مدافع اين يا آن جريان سياسي بود. از اين پس، جنبش دانشجويي خارج بيشتر حالت سازمانهاي جوانان احزاب را يافت كه ديگر آشكارا مثلا از مائو و انقلاب چين يا مشي سازمان هاي چريكي در ايران دفاع مي كرد. از اين نظر مي توان گفت که در دوره ي نخست، دوران تشكيل و شکل گيري، جنبش دانشجويي که صنفي و سياسي بود، روز به روز سياسي تر شد. در سالهاي رشد، مبارزه صنفي بيشتر و بيشتر به حاشيه رانده شد و سرانجام در نهايت، ظواهر امرو تكيه بر مطالبات صنفي كنار گذاشته شد. تا آنجا که کنفدراسيون در موقعيتي قرار گرفت که در آخرين سالها، بيشتر حالت سازمان جوانا ن احزاب چپ را پيدا کرد .

تاثير پذيري جنبش دانشجويي ايران از جنبش دانشجويي اروپا و بخصوص رخداد هاي سال 1968 چگونه بود؟

اين تاثير غير قابل انكار است. البته تاثير جنبش دانشجويي ايران بر جنبش دانشجويي اروپا را نيزنبايد ناديده گرفت. مي دانيم كه جنبش دانشجويي اروپا پايگاه محكمي در آلمان داشت. با سفر شاه به آلمان در سال 1967 تظاهرات گسترده اي بر ضد رژيم ايران در اعتراض به اين سفر صورت گرفت که در تاريخ جنبش دانشجويي اروپا به عنوان نقطه عطفي شناخته شده است. البته اين بدان معنا نيست كه اگر سفر شاه و جنبش اعتراضي گسترده ي که به دنبال آن پديدار شد رخ نمي داد، جنبش سال 68 (ميلادي) پبش نمي آمد. اما سفر شاه و اعتراض به آن و پيامدهايي كه در پي داشت، سرآغاز جنبش دانشجويي در آلمان و نقاط ديگر اروپا گرديد. جرقه اي كه به زودي به آتش مبارزه دانشجويان در سراسر اروپا دامن زد و اوج خود را در جنبش اعتراضي دانشجويان و كارگران فرانسه در ماه مه 1968 بازيافت. البته تاثير جنبش دانشجويي ايران از جنبش دانشجويان و جوانان اروپا تنها در سطح جنبشي اعتراضي بود. حال آنكه اين جنبش به مراتب از اين سطح فراتر رفت و مجموعه ي روابط اجتماعي، سنت هاي محافظه كارانه و زمينه هاي كهنه ي حاكم بر روابط خانواده و همه ي آنچه را كه از اقتدار گرايي در سطح دانشگاه تا رابطه ي استاد و شاگرد، زن و مرد و روابط جنسي در بر مي گرفت مورد سوال قرار داد. اين جنبش اگر چه به شمار زيادي از خواسته هاي خود دست نيافت، اما به معنايي همه چيز را زير سوال برد. تا آنجا که با به لرزه در آوردن روابط كهنه و قديمي بازمانده از روحيه و منش روزگار فاشيسم و سال هاي پس از جنگ دوم جهاني، چهره ي اروپا را تغيير داد. اروپاي پس از سال 1968 به معنايي در همه ي زمينه ها اروپاي ديگري بود. آنچه امروز در اروپا در ارتباط با توجه به مسئله محيط زيست، پناه دادن به مهاجران، احترام به حقوق اقليت هاي قومي و ديني و نيز برابري زن و مرد در تمام عرصه هاي اجتماعي و صدها دستاورد ديگر با آن روبرو هستيم، همه از پبامدهاي اين جنبش است. اگر چه اين جنبش در زمينه هاي نيز چون اعمال تروريسم چپ، ميراث شومي، هر چند گذرا از خود بر جاي نهاد .

Pages: 1 2 3 4