کارگزاران: مقوله تاریخ

در تاریخ‌نویسی شما نقش ‌و ‌تاثیر زنان حضوری اگرنه محو که لااقل ناچیز و خنثی دارد، به‌معنایی اساسا پردازش نظری و دیدگاه خاصی وجود ندارد. چرا؟ آیا شما كاربرد مفهوم تاریخ‌نویسی مردسالارانه همچون مقوله‌ای انتقادی را قبول دارید؟

همان طور که اشاره کردید، در تحقیقاتم به مسئله زنان نپرداخته ام. اما این ارتباطی به مقوله مردسالاری ندارد؛ بلکه موضوع کارم نبوده است. با این همه، در کتاب تاریخ کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی، اشاراتی به نقش زنان در جنبش دانشجویی خارج از کشور داشته ام. نقشی که به ویژه در سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا از گسترش چشمگیری برخوردار بود. اما همراه با تکیه ای یک جانبه به مبارزه در راه دستیابی به هدف های سیاسی و آنگاه پرداختن به دشواری هایی که در عرصه ی مسایل ویژه زنان قابل بررسی بودند. تصور غالب چنین بود که همه چیز می بایست در خدمت هدف اصلی قرار گیرد. مسایل زنان نیز تنها در پرتو این هدف، یعنی مبارزه با امپریالیسم و استبداد قابل تحقق شمرده می شدند. پس هر اقدامی در جهت توجه به زمینه های دیگر در ارتباط با مسایلی چون مسئله زنان، نه تنها کمکی به حل آنها نمی کرد، بلکه انحراف از مشی اصلی محسوب می شد. باور عمومی چنین بود که می بایست به مسایل “عمده” پرداخت و آنچه “غیرعمده” است را به فرصت های دیگر موکول کرد. حتی فراتر از این، گاه این ساده گرایی نیز وجود داشت که در پی پیروزی بر امپریالیسم و استبداد، ” مسئله زن” نیز حل خواهد شد. در همین ارتباط می بایست به این نکته نیز اشاره کرد که چنین نگرشی تنها از جانب مردانی که در مبارزه سیاسی شرکت داشتند، تبلیغ نمی شد. زنان نیز از همین دیدگاه به سیاست و مبارزه ای که جریان داشت، می نگریستند. پس نادرست خواهد بود اگر گمان کنیم این نگرش و روحیه و ارزش های برخاسته از آن، روحیه و ارزشی مختص مردان بوده است. نادرست خواهد بود اگر تنها زنان را “قربانی” چنین نگرشی بدانیم. زنان در دوره ای که از آن سخن رفت، پا به پای مردان با چنین رویکردی در مبارزه سیاسی شرکت کرده اند.
در مورد نگرش مردسالارانه نیز گاه این واقعیت از نظر دور می ماند که این تنها زنان نیستند که قربانی می گردند. مردانی که اسیر نگرشی مردسالارنه اند نیز قربانی هستند. قربانی کج اندیشی ها، قربانی قید و بندهایی که راه را بر آزادی زن و مرد، هر دو می بندد.
درباره آنچه تاریخ نویسی مردسالارانه می نامید، می توان گفت که تاریخ، چون فلسفه برای سالیان طولانی “نظمی” مردانه بوده است؛ بدون آنکه ضرورتا در هر زمینه ای مردسالارانه باشد. اما پس از پایان جنگ دوم جهانی و به ویژه در سی، چهل سال اخیر، در عرصه ی مطالعات تاریخی مربوط به زنان، در اروپا و آمریکا با تحولاتی روبرو بوده ایم. یکی از صد ها نمونه آن، مجموعه ای چند جلدی است که جورج دوبی و میشل پرو درباره تاریخ زنان نوشته اند. مورخان زن در ایران نیز، چه در داخل و چه در خارج از کشور، آثار قابل توجه ای ارائه کرده اند. تحولی که نشان از حضور موثر آنان هم در عرصه عمومی و هم در عرصه تاریخ نگاری مسایل ویژه زنان دارد. اگر چه هنوز در تاریخ نگاری ما جای اثری پیرامون تاریخ زنان ایران خالی است. و این، علی رغم رویکردی تازه و تحولی که در پیش است، کمبودی به شمار می آید. اصولا گاه با این احساس روبرو می شویم که در مباحث ما، طرح مسایل زنان برای خالی نبودن عریضه است. موضوعی کناری و حرف آخری که بیشتر حالت حسن ختام دارد. آن هم در پایان راهی که تازه آغاز کرده ایم.
———————————-
1- Lucian Fabvre. Sprache. Grundstoff der Geschichte. In: Das Gewissen des Historikers. S. 208
2- Ulrich Raulff. Von Unmschreiben der Geschichte. Neue historische Perspektiven. S. 13
3- Marc Bloch. Aus der Werkstatt des Histrikers. Zur Theorie und Praxis der Geschichtswissenschaft. S. 18-19
4- حمید شوکت. نگاهی از درون به جنبش چپ ایران. گفتگو با ایرج کشکولی. صص 350-349

5- نگاه کنید به: عبدالرضا تاجیک. گفتگو با مهندس عزت الله سحابی. روزنامه کارگزاران. 29 اردیبهشت 1387، ص …
6- همان. ص …
7- به نقل از محمد ترکمان. نامه های دکتر مصدق. ص 49

http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?20932
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?21216