شهروند امروز: کتاب در تیررس حادثه

چنین نقدی شاید درباره خود شما هم صادق باشد. چون شما در کتاب در تیررس حادثه به چهره ای پرداخته اید که از منظر چپ چهره منفوری بود. آیا پرداختن به قوام به نوعی تجدید نظر در تاریخ معاصر ایران نیست. تجدید نظری که قصد دارد تاریخ معاصر ایران را از منظری متفاوت با آنچه از سوی رویکرد چپ گرایانه طرح شده است بنگرد؟

منفور بودن قوام از منظر چپ به نظر من نکته ی درخور توجهی بشمار نمی آمد. قوام نه تنها در میان جریان چپ، که در میان نیروهای راست و میانه نیز از اقبالی برخوردار نبود. از دربار تا پامنار، از شاه تا آیت الله کاشانی، همه مخالف قوام بودند. پس آنچه برایم اهمیت داشت، نقد نگاهی بود که در رویکرد خود به تاریخ، پندارهای پذیرفته شده را چون آیه های آسمانی، جاودانی و همیشگی می انگارد. حال آنکه ارزیابی های تاریخی نه تنها با دست یافتن به اسناد و مدارک تازه دستخوش تدقیق، تغییر و تحول هستند، بلکه هر نسلی می بایست در پرتو وسواسی نقادانه، آنچه را که از گذشته بر جای مانده، مورد بازبینی مجدد قرار می دهد. حتی اگر برفرض در این اقدام به همان نتایجی برسد که از پیش با آن روبرو بوده است .
در نگاه واژگونه ی ما به تاریخ، همه چیز در معصومیتی پیامبرگونه یا ذات و غریزه ای شیطانی، همه چیز در خدمت خادمانی پاک باخته یا خائنانی بالفطره، و همه چیز در نفرت از قوام و عشق به مصدق معنا پیدا می کند. گویی زمان متوقف شده و تاریخ از حرکت باز ایستاده است. بازتاب چنین رفتاری در ذهنیت تاریخی ما چه خواهد بود؟ چه خواهد بود جز آنکه با آسودگی خاطر، نه تنها از حق، بلکه از وظیفه ای که برعهده مان قرار دارد طفره رفته و از بازبینی بی پروای گذشته چشم بپوشیم؟ چشم بپوشیم و همه چیز را در یادمانده هایی خاک گرفته از قرون واعصار، در کلیشه ها، در قربانی شدن قهرمان ها و دسیسه های استعمار که حاصل نگاهی یک سویه به رخدادهای تاریخی است جستجو کنیم. این حذف عنصر زمان از تاریخ و مومیایی کردن رخدادها و شخصیت های تاریخی است . حال آنکه از رنسانس به این سوی، پویایی و حرکت را همزاد تاریخ می دانند . اگر عنصر زمان در دریافت ما از روایت تاریخی متوقف گردد، زمان را متوقف کرده ایم؛ اگر تاریخ در برابر زمان برجای بماند، چنانچه در ذهنیت تاریخی مان چنین است، در سایر عرصه ها نیز با بن بست روبرو خواهیم بود. باید پذیرفت که تاریخ تنها در گذار زمان قابل تصور است؛ در جوشش و حرکت و در معنایی که با عصر روشن گرایی گره خورده است .
اگر بپذیریم که تاریخ ساخته ی انسان ها ست، می بایست خود شناسی و عنصر پویایی را در آفرینش روایت تاریخی قدر نهیم. اگر در مفهوم دینی، جاودانگی راز آفرینش است، در مفهوم نقد تاریخی، جاودانگی در دریافت متحول شده و هماهنگ زمان و مکان معنا می یابد. دریافتی که حقانیت خود را در گذشته جستجو نکرده و از منظر تقدس یادمانده های دور و نزدیک به تاریخ نمی نگرد . تاریخی که در دوری باطل، توصیف هر چند زیبایش را در این کلام ابن خلدون باز می یابد که در شباهت گذشته به آینده، آن را به قطره ای آب تشبیه می کند که بر قطره ای دیگر می چکد. چنین تکراری، جز دل سپردن به حقیقت و حقانیتی جاودانه و خدشه ناپذیر حاصلی در بر نخواهد داشت .

سیاست ورزی قوام چه تفاوتی با سایر سیاستمداران هم دوره اش دارد؟ سیاست قوام متکی به موازنه مثبت بود که در آن دوران سکه رایج زمان بود. پس چه ویژگی خاصی در این سیاستمدار وجود داشت که او را برای بررسی برگزیدید؟

نمی دانم شما کدام دوره را مد نظر دارید، چرا که قوام به خاطر حضور کم و بیش دائمی اش در عرصه سیاست ایران، با سیاستمداران متعددی هم دوره بوده است. قوام را می توان با تقی زاده و فروغی در حیطه اش بر ادبیات و نثر پارسی، با سیدضیاء در جسارت و بی باکی و با رضاشاه و مصدق در میهن پرستی مقایسه کرد. هر چند که در هیچ یک از این عرصه ها، نه آنها با او برابرند و نه او با آنها. ویژگی خاص او را بیش از هر چیز می توان در واقع بینی و عملگرایی، در شگرد دیپلماتیک و نگاهی فارغ از وسوسه های ایدئولوژیک جستجو کرد. نگاهی که در سیاست جایی برای قراردادهای از پیش ساخته و پرداخته یا در بیان خود او “مرام و آرزو” باقی نمی گذارد. قوام نجا ت ایران را نه در رویارویی با قدرت های بزرگ، بلکه در استفاده از رقابتی که میان آنها جریان داشت می دید. درست است که او در چنین نگاهی تنها نبود. اما شاید آنچه او را در این عرصه از سایرین متفاوت می سازد، توانایی کم نظیرش در پیشبرد چنین سیاستی باشد. به گمان من، تدبیر و درایتش که در آمیزه ای با جسارت و بی باکی، گره خورده بود، قابل ستایش است. من قوام را استاد مسلم رویارویی با دشواری های خطیری دانسته ام که کسی را یارای چیرگی بر آنها نبود. نکته ای که حتی از نظر سرسخت ترین دشمنانش نیز پنهان نمانده بود. نگاهش به ضرورت وجود احزاب نیز، آنجا که گفته بود: “کشور بدون حزب، ساختمان بدون سقف است” را باید نکته ای در خور توجه دانست .